مناجات با خداوند و توسل به امیرالمؤمنین علیهالسلام
پس از هر توبهام بارِ گناهی تازه آوردم پس از هر بخشش تو، اشتباهی تازه آوردم مرا از چالـۀ سخـت گـناهـانم درآوردی منِ سربههوا رو سمت چاهی تازه آوردم اگر با کوچهای بنبست، هر بیراهه را بستی به دنبال گـناهم رو به راهی تازه آوردم به اشک روضه، زنگار دلم را خوب میشستم ببین بر سیـنه اوراق سیاهی تازه آوردم همیشه در مسیر بندگی، دنیا شکستم داد ببـین با قـطرۀ اشکـم سپاهی تازه آوردم به جای اشکهای بیصدا، با هقهق گریه برای توبههای خود سلاحی تازه آوردم بساط سیـنـۀ آتـشفـشانم، آه سوزان است که هر آهی خریدی، باز آهی تازه آوردم مرا از سفرۀ احسان خود بیرون نیندازی! که من درد دلم را، یا الهی، تازه آوردم من از روز ازل سرمست ایوان نجف بودم کجا غیر از علی دیدی پناهی تازه آوردم؟! اگر عمری زمین خوردم، علی از جا بلندم کرد دلِ آلـوده را از قـتـلـگـاهی تـازه آوردم |